دوشنبه هجدهم خرداد 1388 |
امروز خیلی خیلی دلم برات تنگ شده ، واسه همین چندتا از عکسهای خوشگلت رو آپ می کنم.قربونت برم الهی!
پنجشنبه یکم اسفند 1387 |
زردالو جونم کوتاهی منو در آپ کردن وبلاگت بزار به حساب مشغله زیاد!
فعلاْ این ها رو داشته باشید تا عکسهای تولد زردالو رو آپ کنم.
پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 |
بعد از اینکه زردالو از زیر مهتابی در اومد، عکس گرفتن های من شروع شد.




شنبه یازدهم آبان 1387 |
ماجرا از اونجا شروع شد که خدا تو ظهر یک روز پائیزی خوشگل به ما یک زردالو داد.جالب قضیه اینجا بود که ما بعد از تولدش فهمیدیم خدا بهمون یک دختر خوشگل داده اون هم تو یک همچین روزی(دقیقا امروز) که روز تولد حضرت معصومه و روز ملی دختر اعلام شده بود.
برای همین هم من امروز تصمصم گرفتم نوشتن و تکمیل این وبلاگ رو ادامه بدم .
و باید توضیح بدم که عکس ها به ترتیب روزهای تولد زردالو مرتب شدند.




متاسفانه به خاطر اینکه زردالو یک کم زردی داشت مجبور شدیم دو روز زیر مهتابی بخوابونیمش.دو روز از سخت ترین روزهای زندگی!
جمعه دهم آبان 1387 |
